معنی تحت شعاع قرار دادن - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید
به خواندن ادامه دهیدبرای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
به خواندن ادامه دهید- تحت الشعاع قرار دادن ؛ زیر نفوذ گرفتن کسی یا چیزی . سلب اثر و شخصیت از کسی یا چیزی کردن . اراده و افکار دیگران راتحت تأثیر افکار و اراده ٔ خود قرار دادن . اثر و نفوذ و اراده و فکری را تابع چیز ...
به خواندن ادامه دهیدتحت الشعاع قرار دادن. dominate, eclipse, override, obscure, outshine, overshadow. تحت الشعاع قراردادن یک صدا ... الشعاع قرار دادن = کنار زدن، زیردست کردن، خدشه دار نمودن، ناتوان کردن.
به خواندن ادامه دهیدرئیس مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان با صدور پیامی، برقراری آتشبس در لبنان را پیروزی بزرگ حزبالله، جبهه مقاومت و تمامی آزادیخواهان جهان دانسته و با اشاره به تلاشهای اخیر محور عبری، عربی و ترکی در اقدام ...
به خواندن ادامه دهید[ترجمه گوگل] علاقه او به سیاست شروع به تحت الشعاع قرار دادن اشتیاق او برای شاعری کرد [ترجمه ترگمان] علاقه او به سیاست، تمایل او به شاعر بودن را تحت الشعاع قرار می داد
به خواندن ادامه دهیدترجمه و معنی انگلیسی کلمه و یا عبارت یا اصطلاح فارسی "خود را تحت الشعاع قرار دادن" عبارت است از efface.. عبارت های فارسی دیگر که معادل یا مشابه عبارت فارسی "خود را تحت الشعاع قرار دادن" هستند و یا کلمات این عبارت را دارند ...
به خواندن ادامه دهیدقم- رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) ضمن محکوم کردن جنایت پاراچنار پاکستان گفت: این جنایت ریشه در تحت الشعاع قرار دادن حکم دادگاه بین المللی لاهه علیه نتانیاهو و وزیر جنگ او دارد.
به خواندن ادامه دهید- تحت الشعاع قرار دادن ؛ زیر نفوذ گرفتن کسی یا چیزی . سلب اثر و شخصیت از کسی یا چیزی کردن . اراده و افکار دیگران راتحت تأثیر افکار و اراده ٔ خود قرار دادن . اثر و نفوذ و اراده و فکری را تابع چیز ...
به خواندن ادامه دهیدتحت الشعاع قرار دادن خرد کردن س; تحت الشعاع قرار دادن in English. Check 'تحت الشعاع قرار دادن' translations into English. Look through examples of تحت الشعاع قرار دادن translation in sentences, listen to pronunciation and learn grammar. ... پاک کردن، محو ...
به خواندن ادامه دهیدخرد کردن، برطرف کردن، محو کردن، رفع کردن، زدودن، بیرون کردن، حذف کردن، منتفی کردن ... پاک کردن، محو کردن، زدودن، ستردن، خود را تحت الشعاع قرار دادن.
به خواندن ادامه دهید- تحت الشعاع قرار دادن ؛ زیر نفوذ گرفتن کسی یا چیزی . سلب اثر و شخصیت از کسی یا چیزی کردن . اراده و افکار دیگران راتحت تأثیر افکار و اراده ٔ خود قرار دادن . اثر و نفوذ و اراده و فکری را تابع چیز ...
به خواندن ادامه دهیدمعنی تحت تاثیر قرار دادن به انگلیسی - معانی، جمله های نمونه، مترادف ها و متضادها و ... در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید ... توجه دیگران رو به خود جلب کردن، نظر مساعد و مثبت دیگران را به ...
به خواندن ادامه دهیدجهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید ... کلمه "تحتالشعاع" به معنای زیر سایه یا تحت تأثیر قرار گرفتن است و در زبان فارسی بهطور رایج استفاده میشود. در نوشتار و نگارش صحیح این ...
به خواندن ادامه دهیدتشریح نگارش (هوش مصنوعی). کلمه "تحتالشعاع قرار دادن" یک اصطلاح فارسی است که به معنای تحت تأثیر قرار دادن یا کم اهمیت جلوه دادن یک موضوع به دلیل وجود موضوعی دیگر به کار میرود.
به خواندن ادامه دهیدکلمه "تحتالشعاع" به معنای زیر سایه یا تحت تأثیر قرار گرفتن است و در زبان فارسی بهطور رایج استفاده میشود. در نوشتار و نگارش صحیح این کلمه، به چند نکته توجه کنید:
به خواندن ادامه دهیداز سویی به ادعای گروهی از ناظران با لحاظ کردن گزارههای متعددی که فعل و انفعالات اخیر سوریه را رقم زده است احتمالا مناسبات تهران و بغداد نیز تحتالشعاع این تحولات قرار خواهد گرفت.
به خواندن ادامه دهیدجستوجوی معنی «تحت الشعاع قرار دادن» در لغت نامه های دهخدا، معین، عمید، سره، مترادف و متضاد، فرهنگستان، دیکشنری انگلیسی و فارسی در بیش از یک میلیون واژه. 25 فرهنگ ... ایجاد شکاف کردن . (دزی ج 1 ص 247).
به خواندن ادامه دهیدتاریک کردن ، مسلط شدن بر ، تحت الشعاع قرار دادن ، سایه افکندن بر : overshadow جستجو در دیکشنری تخصصی جستجو در Menu
به خواندن ادامه دهیدDear friends, I am reading a piece on race-based nationalism in Iran in the 30s-50s and am completely confused by these sentences: البته خصوصیات فرهنگی اقلیت مهاجر از دیدگاه نژادگرایان، می توانست تعداد آن را تحت الشعاع قرار دهد، به این معنی که در صورت غنی تر بودن فرهنگ مهاجرین ...
به خواندن ادامه دهیدنکاتی در خصوص ترجمه "تحت الشعاع قرار دادن" به انگلیسی. نکته 1– نکته مهمی که در ترجمه فارسی به انگلیسی "تحت الشعاع قرار دادن" باید به آن نیز توجه نمائید این است که این ترجمه در چه متن و یا محیطی قرار است استفاده شود.
به خواندن ادامه دهیدخرد کردن، نابود کردن، از بین بردن، سربه سر کردن، محو کردن، خنثی نمودن، فنا کردن ... پاک کردن، محو کردن، زدودن، ستردن، خود را تحت الشعاع قرار دادن.
به خواندن ادامه دهیدتحت الشعاع لغتنامه دهخدا. تحت الشعاع . [ ت َ تَش ْ / تُش ْ ش ُ ] (از ع ، ص مرکب ، اِ مرکب ) کنایه از دو روز یا سه روز که در آخر هر ماه میباشند که جرم قمر درآن ایام از غایت باریکی از باعث قرب شمس بزیر شعاع و روشنی شمس از نظر معدوم ...
به خواندن ادامه دهیدتحت الشعاع . [ ت َ تَش ْ / تُش ْ ش ُ ] (از ع ، ص مرکب ، اِ مرکب ) کنایه از دو روز یا سه روز که در آخر معنی تحت الشعاع - لغتنامه دهخدا
به خواندن ادامه دهیدفرهنگ فارسی هوشیار. معنی ستردن نابود کردن (مصدر) - 1 پاک کردن ستردن : صورت صبر از دل محو کرد. - 2 نابود کردن :
به خواندن ادامه دهیدتحت الشعاع قرار دادن خرد کردن س. قرار دادن ناشناس تماس در کپسول پس از خرد کردن قابل حمل سازنده سنگقیمت سنگ شکن چیناکنون برای مخدوش کردن امنیت کشور و تحت الشعاع قرار دادن آن مساله، از سرسپرده ...
به خواندن ادامه دهیدStudy with Quizlet and memorize flashcards containing terms like Eclipse, Penetrate, Debris and more.
به خواندن ادامه دهیدمعنی: گرفتگی، گرفت، کسوف یا خسوف، تحت الشعاع قرار دادن. معانی دیگر: (افتخار و شهرت و غیره) افول، تیرگی، تیره کردن، سایه افکن شدن بر، سایه گیر کردن، (ماه یا خورشید) ...
به خواندن ادامه دهیدتشریح نگارش (هوش مصنوعی). کلمه "تحتالشعاع" به معنای "زیر تأثیر" یا "زیر سایه" است و در زبان فارسی بهصورت یک واژه مرکب استفاده میشود.
به خواندن ادامه دهیدموقوف کردن، خواباندن، فرو نشاندن، توقیف کردن، مانع شدن، منکوب کردن، پایمال کردن، سرکوب کردن، تحت فشار قرار دادن، فشاراوردن بر
به خواندن ادامه دهیدSaying no is pretty awesome when you know when and how to say it right
به خواندن ادامه دهید- تحت الشعاع قرار دادن ؛ زیر نفوذ گرفتن کسی یا چیزی . سلب اثر و شخصیت از کسی یا چیزی کردن . اراده و افکار دیگران راتحت تأثیر افکار و اراده ٔ خود قرار دادن . اثر و نفوذ و اراده و فکری را تابع چیز ...
به خواندن ادامه دهید